تبليغاتX
* دخــتــر ســـاروی - متروکه ای خاموش!!!!! *

من یک نردبان بودم

بلندوخاموش 

از آن ها که هنوز

لابه لای انبارها می توانشان یافت.

بگذار "بگویند"

آنها که روزی "چنگ زنان " از من بالا رفتند.

بگذار "بروند".

آن "بام ها" ارزانی شان باد.

من این متروکه خاموش را گرامی تر می دارم !!!!

 

 

 

+ نوشته شده توسط آرزو در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385 ودر ساعت 23:29 | مهر دوستان