لبريز از حس تلخ بي تو ماندنم
ودرگريز از خاطرات كهنه نخ نما
شوكران اغوش تورا ارزو دارم
به تو مي انديشم
در اين- تكرار-
كه ازادي تلخش
لحظه به لحظه زندگيم را
به زنجير كشيده است....
27 شهريور/ ساعت 3 بامداد/ باز هم حس تلخ سر خوردگي ..من و بي خوابي..من و خاطرات ته نشين
شده خاكستر...من و دنيايي از چراها...چرخ بازيگر اما سركش و بي جواب...
خدايا؟؟؟؟؟!!!!!
+ نوشته شده توسط آرزو در پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385 ودر ساعت
7:1 | مهر دوستان

