تبليغاتX
* دخــتــر ســـاروی - ای نجابت معصوم مسیحایی... *

آن شب

 

نبض ماه زير پوست شب

 

رساتر از هميشه بود

 

و سكوت گوياي تو

 

درعرياني هول آورم

 

چه مرگبار ساييده مي شد...

 

و

 

من در خيرگي ثانيه هاي كشدار

 

به اصالت روح تو می اندیشیدم

 

اي نجابت معصوم مسيحايي...

 

 

 

+ نوشته شده توسط آرزو در شنبه چهاردهم مرداد 1385 ودر ساعت 18:29 | مهر دوستان